السيد الطباطبائي

29

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

و باز مىفرمايد : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ » « 1 » دين و روش زندگى پيش خدا تسليم شدن است - در برابر ارادهء وى - يعنى در برابر آفرينش وى كه انسان را به مقررات خاصى دعوت مىكند . و مىفرمايد : « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ » « 2 » و هر كه جز اسلام - تسليم اراده خدا - دينى را طلب كند و پيش گيرد از وى پذيرفته نخواهد شد . محصل آيات فوق - و آيات ديگرى كه در همين مضمون است - اين است كه خداى متعال هر يك از آفريده‌هاى خود و از آن جمله انسان را به سوى سعادت و هدف آفرينش ويژهء خودش از راه آفرينش خودش راهنمايى مىفرمايد و راه واقعى براى انسان در مسير زندگى همان است كه آفرينش ويژهء وى به سوى آن دعوت مىكند و مقرراتى را در زندگى فردى و اجتماعى خود بايد به كار بندد كه طبيعت يك انسان فطرى ( طبيعى ) به سوى آنها هدايت مىكند نه انسان‌هايى كه به هوا و هوس آلوده و در برابر عواطف و احساسات اسير دست بسته مىباشد . مقتضاى دين فطرى ( طبيعى ) اين است كه تجهيزات وجودى انسان الغاء نشود و حق هر يك از آنها ادا شود و جهازات مختلف و متضاد مانند قواى گوناگون عاطفى و احساسى كه در هيكل وى به وديعه گذارده شده تعديل شده به هر كدام از آنها تا اندازه‌اى كه مزاحم حال ديگران نشود رخصت عمل داده شود . و بالاخره در فرد انسان عقل حكومت كند نه خواست نفس و نه غلبه عاطفه و احساس اگرچه مخالف عقل سليم باشد و در جامعه نيز حق و سلاح واقعى جماعت

--> ( 1 ) . آل عمران ، آيه 19 ( 2 ) . همان ، آيه 85